- "> " href="/rss" />
X
تبلیغات
نماشا
رایتل




























زبان از نعمت هاى بزرگ الهى و از لطایف صنع بى مثال خداوندیست که با کوچکى اندازه ، هم فایده و هم معصیتش بزرگ است ؛ به طورى که کفر و ایمان ـ که هر دو نهایت طاعت و طغیان آدمى هستند ـ تنها با گواهى زبان آشکار مى شود و این خاصیت در اعضاى دیگر انسان یافت نمى شود .

 حال که روشن است زبان در عین این که یکى از بزرگ ترین نعمتهاى پروردگار است تا چه اندازه مى تواند خطرناک باشد را سرچشمه گناهان بى شمار گردد ، و خرمن سعادت انسان را به آتش کشد ، باید به فکر باشیم که چگونه آن را به کار گیریم تا از خطر عظیم آن در امان بمانیم.
r خاموشی در آیات و روایات
ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْل إلاَّ لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ[۱] ؛ آدمى هیچ سخنى را بر زبان نمى آورد مگر اینکه همان دم ، فرشته اى مراقب و آماده براى انجام مأموریت ( وضبط آن ) است .

پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) مى فرمایند :

اَلصَّمْتُ حِکَمٌ ، وَقَلیلٌ فاعِلُهُ[۲] ؛ سکوت حکمت است و به کار گیرندگان آن سخت اندکند .

 در روایت دیگرى چنین مى فرمایند :

مَنْ کانَ یُؤْمِنُ بِاللهِ وَالیَومِ الآخَرِ فَلْیَقُلْ خَیراً أوْ لِیَصْمُتْ[۳] ؛ آن که به خدا و روز قیامت ایمان دارد ، یا باید سخن نیکو بگوید ، یا سکوت کند .

در این مورد امیرمؤمنان على(علیه السلام)چنین مى فرمایند :

اَلصَّمْتُ یَکْسِیکَ الْوِقارَ ، و یَکْفِیکَ مَؤُونَهَ الاِْعْتِذارِ[۴] ؛ سکوت لباس وقار بر تو مى پوشاند و مشکل عذر خواهى را از تو بر مى دارد .

امام رضا (علیه السلام) فرمود: همانا خاموشی یکی از درهای حکمت است، همانا خاموشی محبت می آورد و راهنمای هر امر خیری است (زیرا انسان با تفکر به هر خیری می رسد و خاموشی زمینه بسیار خوبی برای تفکر است.)[۵]

امام باقر (علیه السلام) فرمود: (شیعیان ما بی زیانند (کم و گوی و گزیده گویند.)[۶]

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: (زبانت را جز از خیرف خاموش دار. [۷]

رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) نجات مؤمن درنگه داشتن زبانش باشد.[۸]

امام باقر (علیه السلام) فرمود: ابوذر – رحمه الله – می گفت: ای دانشجو! همانا این زبان کلید خیر و کلید شر است، پس همچنان که بر طلا و نقره ات مهر می زنی، بر زبانت هم مهر بزن.[۹]

امام صادق  ( علیه السلام) فرمود: (روزی نیست جز آن که هر عضوی از اعضای تن در برابر زبان فروتنی کند و بگودیت: تو را به خدا سوگند! مبادا به سبب تو عذاب بینیم[۱۰]

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: کسی که سخنش را از عملش نشمارد ، خطایش زیاد شود و عذابش فرا رسد. [۱۱]

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: اگر در چیزی نحسی باشد، در زبان است. [۱۲]

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: هر که سخنش را از کردارش بداند، سخن گفتنش کم می شود، مگر  درباره آنچه برایش سودمند باشد.[۱۳]

در آیات قرآن و روایات اشارات پرمعنایى درباره سکوت مشاهده کردیم ؛ این به خاطر آن است که آدمى هرچه کمتر سخن بگوید لغزشهاى او کمتر است ، و هر قدر بیشتر سکوت کند سلامت او بیشتر خواهد بود . اضافه بر این ، ممارست بر سکوت سبب مى شود که انسان زبانش را در اختیار خود بگیرد ، و از طغیان وسرکشى آن بکاهد و به این ترکیب به جایى مى رسد که جز حق نگوید و جز به رضاى خداوند سخن نراند .

نیست در عالم ایجاد به جز تیغ زبان       بى گناهى که سزاوار به حبس ابد است

( صائب تبریزى )

لقمان به فرزند خویش گفت : « اى فرزند اگر تصور مى کنى که سخن گفتن نقره است ، بدان که سکوت ، طلاست »[۱۴] .

گر سخن همه سیم است چون زر است خاموشى          سعى کن گرت هوش است زر به سیم نفروشى

( وامق یزدى )

r خلاصه
 اگر انسان پیش از آن که شروع به سخن گفتن کند در محتوا و انگیزه و نتیجه سخنان خود کمى بیندیشد ، بسیارى از لغزش هاى زبان و گناهان ، از او دور مى شود . آرى ، بى مطالعه سخن گفتن است که انسان را در انواع گناهان ، که از این عضو مخصوص سرچشمه مى گیرد ، غوطه ور مى سازد .

در سخن   جَلدى مکن خاموش باش        کمترک  جنبان  زبان و گوش را

این   چنین  گفتند  اکابر   در  جهان                    راحه  الانسان   فى  حفظ  اللسان

تنگى دهن   از   آن   پسندیده   بود                     تا حرف از آن شمرده آید بیرون

( واعظ قزوینى )

اى که از عالم معنى خبرى نیست تو را               بهتر از مهر خموشى هنرى نیست تو را

( صائب تبریزى )

 

--------------------------------------------------------------------------------

[۱] _ سوره ق :آیه ۱۸ .

[۲] _ المحجه البیضاء : ج۵ ، ص۱۹۲ .

[۳] _ المحجه البیضاء : ج۵ ، ص ۱۹۴ .

[۴] _ میزان الحکمه : ج۲ ، ص۱۶۶۷ و غرر الحکم : شماره۱۸۲۷ .

[۵] - اصول کافی: ج ۲.

[۶] - همان.

[۷] - همان.

[۸] ـ همان.

[۹] ـ همان.

[۱۰] ـ همان.

[۱۱] ـ همان.

[۱۲] ـ همان.

[۱۳] ـ همان.

[۱۴] _ بحار الانوار : ج۷۱ ، ص۲۹۷ .