- "> " href="/rss" />
X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل




























گنجایش بی‏انتهای دانش
ظرف‏ها و پیمانه‏های مادی، محدودند و اگر چیزی در آنها قرار داده شود، به تدریج از فضای آنها کاسته می‏شود، ولی ظرف علم که مجرد و غیر مادی است، هیچ محدودیتی ندارد و هر درک و فهمی، زمینه ادراک و فهم‏های دیگری را فراهم می‏آورد.

از این رو پذیرش هر دانش، پذیرش دانش‏های دیگر را برای انسان فراهم می‏کند. مطالعه و بررسی زندگی و تاریخ دانشمندان بزرگ، به خوبی گویای این مطلب است که آنان هیچ گاه در تلاش علمی و فکری خود متوقف نمی‏شدند و تا آخرین لحظات زندگی، با عشق و علاقه تمام مسائل علمی را پیگیری می‏کردند.
امیرمؤمنان علی علیه‏السلام در سخنانی می‏فرماید: «هر ظرفی با ریختن چیزی در آن از گنجایش و فراگیری‏اش کاسته می‏شود، مگر پیمانه و ظرف علم که هر چه در آن از دانش قرار داده شود، وسعت و فراگیری‏اش افزوده می‏شود».
نیز در جای دیگری فرموده است: «دو آزمندند که هرگز سیر نمی‏شوند؛ خواهان دانش و طالب دنیا».
شرافت دانش
در آموزه‏های اسلام، فراگیری دانش، فریضه‏ای الهی برای همه مسلمانان است؛ چرا که در سایه آن، افراد در زندگی فردی و اجتماعی خویش موفق و سعادتمند می‏شوند و نیک‏بختی آخرت را هم به دست می‏آورند.
عالمان و دانشمندان همواره نامی پرآوازه و با افتخار برای خود در تاریخ ثبت کرده و می‏کنند که چنین چیزی حتی برای بسیاری از قدرتمندان و پادشاهان اتفاق نمی‏افتد. آری، این دانش حقیقی است که به انسان‏ها عزت و افتخار می‏دهد و نام آنها را جاودانه می‏کند.
امیرمؤمنان علیه‏السلام در سخنی کوتاه، ولی پرمعنا می‏فرماید: «هیچ شرافت و ارزشی همانند علم نیست». و نیز می‏فرماید: «دانش، برترین افتخارات است».
علم بهتر است یا ثروت
امیرمؤمنان علی علیه‏السلام خطاب به کمیل بن زیاد، با بیان استدلال‏های نیکویی، علم را بهتر از ثروت برمی‏شمرد و چنین می‏فرماید: «ای کمیل! علم بهتر از مال است. علم تو را پاسداری می‏کند، ولی تو باید حافظ مال باشی. مال با انفاق کم می‏شود، ولی علم با انفاق افزوده می‏گردد. نیز مقام و شخصیتی که با مال به دست آمده، با نابودی آن از بین می‏رود.
ای کمیل! شناخت علم راستین، آیینی است که با آن پاداش داده می‏شود و انسان در دوران زندگی با آن خدا را اطاعت می‏کند، و پس از مرگ، نام نیکو از خود به یادگار می‏گذارد. دانش، فرمانروا و مال، فرمانبر است.
ای کمیل! ثروت‏اندوزان (بی‏تقوا) مرده‏اند، گرچه به ظاهر نفس می‏کشند، ولی دانشمندان، تا دنیا برقرار است زنده‏اند. بدن‏هایشان گرچه در زمین پنهان است، اما یاد آنان در دل‏ها جاویدان می‏باشد».
دانش بی‏ثمر
علم بدون اندیشیدن و تیزبینی، وسیله نجات نیست؛ بصیرت و آگاهی است که به کارگیری از علم را به دنبال دارد. بسیارند کسانی که دانش‏هایی را فراگرفته‏اند، ولی نتوانسته‏اند از دانش خود استفاده کنند و در نهایت به ورطه هلاکت افتاده‏اند. امیرمؤمنان علی علیه‏السلام در این باره می‏فرماید:
«علم از عمل جدا نیست. هر کس به راستی عالم باشد، به علمش عمل می‏کند؛ زیرا علم، عمل را فرا می‏خواند، اگر اجابت کرد می‏ماند، وگرنه کوچ می‏کند».
سعادت انسان در علم‏جویی
برخی بر این باورند که با دست‏یابی به ثروت و مال بیشتر، به سعادت و خوشبختی می‏رسند. از این رو، تمام همت و تلاش خود را در این راه صرف می‏کنند که پول و ثروتی بیفزایند و از لذت‏های دنیایی بیشتر برخوردار شوند. البته آنها از این حقیقت غافل‏اند که دنیا با همه زیبایی‏ها و لذت‏های گوناگونش رو به فنا و نابودی است و آنچه پایدار و جاودان می‏ماند، نیکی‏های ما در این دنیاست و معرفت و دانش، زمینه‏ساز اصلی اعمال و رفتار ما به شمار می‏آید.
از امیرمؤمنان علیه‏السلام سؤال شد که خیر و سعادت چیست؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: «خیر این نیست که دارایی و فرزندانت زیاد شود، بلکه خیر آن است که دانش و علم تو افزون گردد».
برترین دانش‏ه
عمل به دانسته‏ها، وظیفه‏ای است که در آموزه‏های دینی برای دانشمند، گفته شده است. در مذمت علمی که از گفتار فراتر نرود و به مرحله عمل و کردار نرسد، همین بس که خداوند متعال در قرآن می‏فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده‏اید، چرا به زبان چیزی می‏گویید که بدان عمل نمی‏کنید».
از این رو، علم واقعی آن است که به مرحله عمل و به کارگیری برسد تا بتواند خدمات فراوانی به فرد و جامعه ارائه دهد و همگان از آن لذت و بهره بجویند. امیرمؤمنان علی علیه‏السلام در سخنانی چنین می‏فرماید: «پست‏ترین دانش‏ها آن است که تنها روی زبان متوقف شود و برترین دانش‏ها آن است که در اعضا و جوارح آشکار گردد».
گناه و محرومیت از دانش
گناه، یکی از موانعی است که جلو برخورداری از فیض و نعمت الهی را می‏گیرد و زندگی را از حالت تعادل خارج می‏کند. در مقابل، پرهیزکاری، زمینه‏های لازم را برای برخورداری از فضیلت‏ها در وجود انسان فراهم می‏آورد. دانش نیز از فضیلت‏هایی است که نیازمند پاکی و دوری از گناه است. گناه، پستی و دوری از دانش را به دنبال دارد. رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏فرماید: «خدای بزرگ خواهان پستی هیچ بنده‏ای نشد، مگر اینکه او را از علم و ادب محروم ساخت».
امیرمؤمنان علی علیه‏السلام نیز در این باره فرموده است: «هرگاه خداوند بخواهد بنده‏ای را (در نتیجه اعمالش) پست و بی‏مقدار سازد، او را از علم بی‏بهره می‏گرداند».
تفکر و رشد دانش
اندیشیدن، یکی از نعمت‏های بزرگ خداوند است که به انسان‏ها ارزانی داشته تا در سایه بهره‏گیری از آن به رشد و تکامل برسند، تاریخ نشان می‏دهد انسان‏هایی که بیشتر و بهتر از قوه تفکر استفاده کرده‏اند، نه تنها زندگی موفقیت‏آمیز و سعادتمندانه‏ای داشته‏اند، بلکه هدایتگر انسان‏های دیگر بوده‏اند و با سخنان و نوشته‏های خود، خدمت بزرگی به جامعه بشری کرده‏اند.
آنچه به آموخته‏های انسان ژرفا می‏بخشد و دانش را در وجود انسان پایدار و استوار می‏کند، تفکر بر روی مطالب علمی است. امیرمؤمنان علیه‏السلام می‏فرماید: «هر کس در آنچه فرا می‏گیرد بسیار اندیشه کند، دانش خود را استوار ساخته و آنچه را نفهمیده، می‏فهمد». نیز از آن حضرت است که: «دانشی مانند تفکر نیست».
جدا نشدن علم از حقیقت خود
به طور کلی، دانشی ارزشمند است که در خدمت تعالی و کمال انسان‏ها باشد و آنها را به هدف اصلی آفرینش نزدیک کند. چه بسیار دانش‏ها که برای نابودی بشر و ترویج فساد و انحطاط اخلاقی به کار گرفته می‏شود.
خطر بسیار بزرگی که در حال حاضر جامعه بشری را تهدید می‏کند، این است که دامنه علوم مختلف رشد چشم‏گیری کرده، ولی جوهر و حقیقت خود را از دست داده است و به جای به کارگیری برای اهداف متعالی و مقدس انسانی، برای انحطاط و سقوط انسانیت به کار گرفته می‏شود.
بر این اساس امیرمؤمنان علی علیه‏السلام می‏فرمایند: «دانش خود را به نادانی تبدیل نکنید». و با این سخن گران‏بها به این حقیقت اشاره دارد که نباید علم را از نور حقیقت جدا کرد؛ چرا که در این صورت، جز بدبختی برای انسان‏ها ثمری ندارد.
پرهیز از عمل بدون علم
دانایی و آگاهی، مقدمه انجام مطلوب کارها و رسیدن به اهداف بزرگ است. تاریخ، گواه سرگذشت کسانی است که بدون دانش و آگاهی لازم، دست به اقداماتی زده و گاهی رهبری جامعه‏ای را به دست گرفته‏اند. این افراد سرانجامی جز تباهی خود و جامعه نداشته و ندارند. امیرمؤمنان علی علیه‏السلام در این باره می‏فرمایند: «آن کس که با چشم عقل می‏بیند و با آگاهی به عمل می‏پردازد، باید در آغاز کار توجه کند که عملش به سود اوست یا به زیانش. اگر به سود اوست اقدام کند و اگر بر زیان است، باز ایستد؛ زیرا کسی که بدون آگاهی و علم به عمل می‏پردازد، همچون کسی است که از بیراهه می‏رود. چنین شخصی هر چه جلوتر رود، از سر منزل مقصود خویش بیشتر فاصله می‏گیرد، اما کسی که از روی آگاهی عمل می‏کند، همچون رهروی است که در راه روشن قدم برمی‏دارد».
پرسشگری، مقدمه دانشوری
داشتن روحیه پرسشگری، راه به دست آوردن دانش را برای انسان هموار و معضلات و مشکلات علمی را حل می‏کند. دانش‏آموزان و دانشجویانی که در کلاس درس پرسش‏های خویش را بدون واهمه مطرح می‏کنند، در تحصیل دانش و طی مراتب علمی موفقیت بالایی دارند. امیرمؤمنان علیه‏السلام در این‏باره می‏فرماید: «اگر چیزی را نمی‏دانید، از فراگرفتن آن خجالت نکشید».
علم سودمند
علمی سودمند است که آثار سودمندی داشته باشد. این علم، ضمن خدمت به انسان، او را در راه رسیدن به تکامل و رشد یاری می‏رساند و خضوع و خشوع در برابر خداوند و ایمان و تقوا را در او تقویت می‏کند. خداوند در قرآن کریم می‏فرماید: «آنها که پیش از این به مقام علم و دانش رسیدند، هرگاه این آیات بر ایشان تلاوت شود، همه با کمال فروتنی سرطاعت بر حکم آن فرود آورند و گویند: پروردگار ما پاک و منزه است». امیر مؤمنان علی علیه‏السلام نیز در توصیف پرهیزکاران فرموده است: «آنها گوش‏های خود را وقف شنیدن علم و دانش سودمند می‏کنند». ایشان همچنین در وصیت نامه خود به امام مجتبی علیه‏السلام می‏نویسد: «آگاه باش! دانشی که نفع نبخشد خیری در آن نیست، و دانشی که سزاوار فراگرفتن نیست سودی نمی‏بخشد».
منزلت عالمان دینی
آموزه‏های انبیای الهی که از طرف خداوند متعال برای سعادت واقعی انسان‏ها فرستاده شده، در بردارنده برنامه کاملی برای زندگی فردی و اجتماعی آنهاست و ایشان را از گمراهی باز می‏دارد.
از این رو فراگیری این آموزه‏ها و ترویج آن در جامعه، از بزرگ‏ترین خدمت‏ها به جامعه بشری به شمار می‏رود که زندگی انسان‏ها را در بعد مادی و معنوی به رشد و تکامل می‏رساند و راه نفوذ و تسلط شیاطین را بر زندگی آنان مسدود می‏سازد. بنابراین، دانشمندان و عالمان دینی که عمدتا عهده‏دار تعلیم و ترویج معارف و تعالیم مکتب انبیا هستند، مقام و منزلتی والا دارند؛ چرا که آموزش دهنده احکام و معارفی هستند که بدون آن، جامعه از روح معنویت و اخلاق خالی می‏شود و به سوی سقوط و انحطاط پیش می‏رود. امیرمؤمنان علی علیه‏السلام درباره مقام و منزلت عالمان دینی می‏فرماید: «نزدیک‏ترین مردم به پیامبران کسانی هستند که به آموزه‏های آنان آگاه‏ترند».
دانشمندان و عظمت خد
انسان هر قدر عظمت و جلال خدای بزرگ را درک کند، بیشتر به فقر و کوچکی خود در برابر آفریدگار پی می‏برد. دانشمندان که با بررسی پدیده‏های مختلف جهان هستی، از نظم دقیق و شگفتی‏های این جهان آگاه می‏شوند، خواه ناخواه در برابر قدرت و علم بی‏پایان خالق یکتای جهان سرتعظیم فرود می‏آورند و در مقابل او فروتنی می‏کنند. قرآن کریم در این باره می‏فرماید: «از میان بندگان خدا، تنها مردم دانا و عالم خداترس و فروتن‏اند».
امیرمؤمنان علی علیه‏السلام هم می‏فرماید: «سزاوار نیست آن کس که عظمت خدا را شناخت، خود را بزرگ بشمرد؛ بلکه بزرگی آنان که از عظمت خدا آگاه می‏شوند در این است که در برابرش فروتن باشند، و سلامت آنان که از قدرت نامحدودش آگاه‏اند این است که در برابرش تسلیم گردند».
دانشمندان و پاسخگویی
هدایت و ارشاد و پاسخگویی به پرسش‏های علمی، یکی از وظایف عالمان دین است که پویایی و رشد را در جامعه به وجود می‏آورد و سطح آگاهی افراد جامعه را بالا می‏برد. در نتیجه راه نفوذ فکری و فرهنگی دشمنان در جامعه بسته می‏شود. نادانی، خطرناک‏ترین بیماری است که نه تنها جامعه را از درون نابود می‏کند، بلکه قدرت دفاعی او را در برابر مهاجمان از بین می‏برد. از این رو، رسالت مهم دانشمندان و عالمان جامعه، مبارزه با نادانی در بین مردم است. امیرمؤمنان علیه‏السلام در نامه‏ای خطاب به والی مکه که از بزرگان و دانشمندان عصر آن حضرت بود، چنین نوشت: «صبح و عصر برای رسیدگی به امور مردم بنشین؛ به کسانی که پرسش دارند پاسخ ده، جاهلان و نادانان را مطلبی بیاموز و با دانشمندان مذاکره کن».
عواقب سکوت دانشمندان
یکی از مهم‏ترین عوامل رکود و عقب‏ماندگی جوامع بشری، این است که دانشمندان جامعه نتوانند اظهار نظر کنند، صدای خود را به توده مردم برسانند و جلو انحرافات و کج‏روی‏ها را بگیرند؛ در حالی که نادانان با در دست داشتن اهرم‏های قدرت و امکانات گوناگون تبلیغاتی، عقاید باطل و بیهوده خویش را در جامعه منتشر کنند.
چنین جامعه‏ای به فرموده امیرمؤمنان علیه‏السلام ، نمونه‏ای از جامعه جاهلیّت است که در آن دانشمندانش به حکم اجبار لب فرو می‏بندند و جاهلانش گرامی داشته می‏شوند.
ویژگی عالم‏نمایان
در هر دوره، برخی افراد سودجو و فرصت‏طلب، با آموختن اطلاعات پوچ، خود را معرفی می‏کنند و برای رسیدن به مقام، شهرت و ثروت، بعضی افراد جامعه را به گمراهی می‏کشانند. حضرت علی علیه‏السلام برای آشکار ساختن چهره سیاه چنین افرادی می‏فرماید: «شخصی غیرعالم که عالم نامیده می‏شود، یک سلسله نادانی‏ها را از جمعی نادان فراگرفته و مطلبی گمراه کننده را از گمراهان آموخته است. چنین کسی دام‏هایی از طناب‏های غرور و گفته‏های دروغین بر سر راه مردم می‏افکند. او قرآن را بر میل و خواسته‏های خود تطبیق می‏دهد و حق را به هوس‏های خود تفسیر می‏کند. مردم را از گناهان بزرگ ایمنی می‏بخشد و جرایم بزرگ را در نظرها سبک جلوه می‏دهد. می‏گوید از ارتکاب شبهه‏ها پرهیز می‏کنم، در حالی که در آنها غوطه‏ور است. می‏گوید از بدعت‏ها کناره گرفته‏ام، ولی در آنها شناور است. چهره او چهره انسان و قلبش قلب حیوان است. راه هدایت را نمی‏شناسد که از آن مسیر برود و راه خطا و انحراف را تشخیص نمی‏دهد تا آن را مسدود کند. او مرده‏ای در میان زندگان است».
سرعت در کسب دانش
امیرمؤمنان علیه‏السلام می‏فرماید: «در فراگیری دانش پیش دستی کنید، پیش از آنکه درخت آن بخشکد، و پیش از آنکه از استفاده علم از اهلش وامانده، به خود مشغول گردید». سال‏های نوجوانی و جوانی، بهترین فرصت برای فراگیری علم و دانش است؛ چرا که با افزایش سن، قوای ادراک و فکر انسان که در این فرمایش امیرمؤمنان از آن به درخت تعبیر شده است، رو به ضعف و سستی می‏گراید و بسیار دشوار می‏شود.
دانشمندان و عدالت اجتماعی
از مسئولیت‏های دانشمندان جامعه، مبارزه با بی‏عدالتی، تبعیض، فقر و تلاش و کوشش برای تحقق عدالت اجتماعی است. دین مبین اسلام از تمامی مردم، به ویژه اندیشمندان می‏خواهد در مورد فقر، محرومیت وتبعیض بی‏تفاوت نباشند و در راه اجرای قوانین و مقررات اسلامی و کم کردن فاصله‏های طبقاتی بکوشند. امیرمؤمنان علی علیه‏السلام در مورد این مسئولیت مهم اندیشمندان جامعه چنین فرمود: «اگر نبود عهد و مسئولیتی که خداوند از دانشمندان هر جامعه گرفته که در برابر سیری و شکم‏خوارگی ستمگران و گرسنگی ستمدیدگان سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را رها کرده بر کوهان آن می‏انداختم و از آن صرف نظر می‏کردم».
حسرت عالم بدون عمل
امیرمؤمنان علی علیه‏السلام می‏فرماید: «دانشمندی که به غیر دانش خود عمل کند، همانند جاهل سرگردانی است که هرگز از جهلش بیرون نمی‏آید؛ بلکه حجت بر او تمام‏تر، حسرت برایش ثابت‏تر و نزد خداوند سزاوار سرزنش بیشتری است».
امام در تبیین و توصیف عالم بی‏عمل، ابتدا به مساوی بودن وی با جاهل سرگردانی که از مسیر حق دور افتاده و در گرداب گمراهی غوطه‏ور شده اشاره کرده، سپس حال وی را بدتر از حال جاهل ترسیم می‏کند. جاهل نمی‏داند چه کمالاتی را از دست داده، ولی عالم که می‏داند لذت‏های معنوی را در مقابل چه چیز بی‏ارزشی از دست داده، حسرت بیشتری می‏خورد.